سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

46

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

خودش دزد را در حال دزدى ببيند ، علم به وقوع جرم نمايد ، حتى در صورت گذشت مجنى عليه ، مكلف است جانى را مجازات كند . و خلاصه آيا مىتوانيم مسئوليت جزايى را حق اللَّه بناميم كه قصاص يكى از مصاديق آن است ؟ پاسخ : شما بايد بين حقوق اللَّه و حقوق الناس تفكيك بكنيد . پرسش : اگر قصاص حق الناس است ، چرا مىفرماييد در اينجا كه مالباخته گذشت كرده ، باز مجازات باقى مىماند ؟ پاسخ : چون جنبه حق اللهى هم در آن هست و هر دو جهت در آن موجود است . از جهت اينكه گناهى مرتكب شده است ، مستحق « تعزير » است و از جهت اينكه كسى را كشته مواجه هستيم با « وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً » . « 1 » « لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً » يعنى ولى مقتول ، يعنى ولى مقتول حق دارد كه قصاص بكند و اين حق الناس است . اگر « قصاص » مطرح شد ، ديگر « تعزير » از نظر حاكم مطرح نيست كه خود حاكم بخواهد او را تعزير بكند ، چون قصاص مىشود و قائل كشته مىشود . در اينجا مجازات اخف داخل در مجازات اشد مىگردد كه همان قصاص است ، ولى اگر اولياى دم گذشت كردند و گفتند كه قصاص نمىخواهيم ، در اين صورت حق حاكم بر جاى خود باقى مىماند . كما اينكه در برخى از شهرهاى كشور بعد از تصويب قانون مجازات اسلامى قتلهاى زيادى اتفاق مىافتاد كه آنها دختران خود را به دليل انحرافات پديده آمده ، مىكشتند و چون خود در قتل دخالت داشتند ، از قاتل گذشت مىكردند و او هم از زندان آزاد مىشد . و قضات هم مىگفتند چون براى قاتل غير از قصاص حكمى در نظر گرفته نشده ، ما نمىتوانيم به جز قصاص ، اينها را مجازات ديگرى بكنيم و قاتل

--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 33 .